محمد تقي جعفري
61
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
دست به فعاليت مىزند و راه منطقىتر را براى حيات آدمى انتخاب مىكند . در مقابل اين شخصيت ، يك عامل ديگر در درون وجود دارد كه اصطلاح خود طبيعى در بارهء آن بسيار مناسب است . معناى خود طبيعى همان عامل فعّال است كه خمير مايهء خود را از حيات طبيعى گرفته و فعاليتى جز در راه ادامه و تورم خود ، دارا نمىباشد . اين خود طبيعى نه تنها قانون و اصلى را نمىشناسد و نه تنها صلاح و فسادى را سراغ ندارد ، بلكه اصلا قضيه اى را نمىبيند و نمىسازد تا ميان خوب و بد و زشت و زيبا و صحيح و باطل را تفكيك نمايد . خود طبيعى تنها خود را مىخواهد و بس به همين جهت است كه هر اقدام و گرايشى از انسان كه در جاذبهء خود طبيعى قرار بگيرد ، نمايش جبرى داشته و هيچ موقع راه دوم را جز همان مسيرى كه در وى قرار دارد ، نمىبيند . در اين مورد مىتوانيم از قرآن مجيد بيك روشنايى كامل برسيم كه فعاليت هر دو عامل ( شخصيت و خود طبيعى ) را در درون انسانها توضيح مىدهد : * ( « وَنَفْسٍ وَما سَوَّاها ، فَأَلْهَمَها فُجُورَها ، وَتَقْواها ، قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَقَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها » ) * و سوگند به نفس و آن حقيقى كه آن را ساخته و دو پديدهء فسق و تقوا را براى آن روشن نموده است . قطعا هر كسى كه آن نفس را تزكيه و تصفيه نمود ، رستگار و هر كس كه آن را آلوده كرد ، شكست خورد ) اين كه در آيات فوق يك خود بيان نموده و دو فعّاليت براى آن اثبات فرموده است . مانعى از فرض دو عامل نمىباشد ، چنان كه در آيهء ديگر مىفرمايد : * ( « وَلا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ » ) * و * ( « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » ) * و اگر از نظر ديگر نتوانستيم دو عامل مستقل در درون را بپذيريم ، مىتوانيم بگوئيم : اگر چه در درون آدمى يك عامل مديريت وجود دارد ، ولى اين عامل دو گونه فعاليت انجام مىدهد ( مانند يكى بودن شخصيت در روانكاوى دوران معاصر كه مركب است از